درتیر ماه سال 1389 با عنایت خداوند منان ، افتخار اولین خدمه گی بعنوان مامورپذیرایی در معیت حاج آقا اسماعیل شکارچی از پیش کستوتان حج و مدیر دفتر زیارتی پنج میقات کرج به بنده حقیر داده شد.
چند جلسه قبل از سفر در خدمت حاج آقا شکارچی و دیگر عوامل که حدود 20 نفر بودند ، صحبتهای ایشان را گوش کردیم . و از کلیت سفر و وظایف آگاهی نسبی پیدا شد.
هتل ما در مکه و به نام ابراج منسی اعلام شد .و مدت اقامت حدود 45 روز .
به سختی از اداره مرخصی گرفتم و شرایط زندگی را به نحوی مدیریت کردم که نیازهای حداقلی زندگی مرتفع باشد و بقیه کارها را به خدا و همسرم سپردم .
پرواز به مدینه بود و بعد از رسیدن و استقرار در هتل برای عرض ادب و سلام خدمت حضرت رسول صلی الله و ائمه بقیع به مسجد النبی رفتیم .
بعد از یک شب اقامت ، بعدالظهر روز بعد به سمت مسجد شجره رفته و محرم شده و به سمت مکه حرکت کردیم.
با ورود ما به هتل ابراج منسی در ساعت 1 شب ، و دیدن حجم کار و بزرگی هتل و صحبتهایی که عوامل قبلی می کردند متوجه شدیم که باید کار را محکم بگیریم.
تا ساعت 7 صبح مشغول انجام اعمال عمره مفرده بودیم. بعد از صرف صبحانه برای تحویل گرفتن کارهای آشپزخانه و رستورانها همگی به طبقه اول رفتیم و سالنهای متعدد غذاخوری 4 سالن آقایان و 4 سالن خانم ها را برانداز کردیم.
در حقیقت ابراج منسی سه برج بود که بصورت جدا از هم به اسمان کشیده می شد اما درطبقه ورودی (لابی ) و طبقه روی لابی یعنی رستورانها به هم کاملا متصل و یکدست بود.
بسیار لابی زیبا و بزرگ و خاطره انگیزی داشت و به همین اندازه رستورانای متعدد و بزرگ با روش کنترل و مدیریت خاص خود که توجه ویژه ای می طلبید . که انصافا حاج اقا شکارچی و تیم ایشان بخوبی از پس کار ها برمی آمدند.
ما جمعا 39 روز ابراج بودیم و سپس بسمت ایران حرکت کردیم .
ماموریتی بسیاردلچسب ، معنوی و با افزایش سطح تحمل و درک زندگی برای بنده بود.
از جمله خاطرات :
- اولین باربود که کارگرهای عرب هتل را می دیدم و با نحوه کار کردن و دستور گرفتن آنها از مدیرشان آشنامی شدم. در بین انها دو سه نفر قاری قران و معلم قران بود. عمدتا خوش اخلاق بودند. عمدتا کاری بودند. از زیر کار در رفتن اشان بیشتر تقصیر عوامل ایرانی بود که بدرستی آنها را درک و مدیریت نمی کنند. هر رستوران یک سرکارگر داشت و کل مجموعه رستوران های آقایان و خانمها یک مسئول که مصری بود . ( وقتی آنجا بودیم خبر آوردند برادرش در مصر فوت کرده است . دریغ از یک قطره اشک . آرام آرام ) سرکارگر یکی از خود کارگرها بود و مثل همه آنها کار می کرد فقط بقیه پذیرفته بودند که در این چند رستوران آقایان مثلا عبدالله نظارت می کند و مدیریت می کند. همه هم انصافا حرفش را می خواندند. برای اولین بار دیدم که یک کارگر 15 ساله چطور دستور می دهد و یک کارگر 20 ساله چطورگوش می کند.
- مسئول عربی کل هتل نیز یک مصری بود .
- یک گروه اصفهانی هتل را از ما تحویل گرفت که در سال 91 مدیرشان را در حج تمتع دیدم و شناختم .
- اشکالاتی در درب توالت خانم ها ، ظرف شویی هتل ، مگس زیاد ...... بود که انصافا با تلاشی که می شد این چند تا برطرف نشد . وقتی گروه جدید می آیند باید نکات و اشکالات و بدیها و خوبیها و حتی اخلاق کارگران و نقاط قوت و ضعفشان را در عرض یک ساعت منتقل کنید . اینکار به مدیریت سریع هتل توسط گروه جدید بسیار کمک می کند.
- ابراج منسی در شارع ابراهیم خلیل در محله مسفله بود . از حرم دور بود و کلی باید توی ماشین خط می نشستی .
- یک درمانگاه در داخل هتل برای زائرین وجود داشت که وقتی ما هم مریض شدیم بکارمان آمد .
- وانتی بود که صبح زود ساعت 5 می آمد جلوی هتل و اسباب بازی ، آچار ، ماشین حساب و ..... به قیمت ارزان می فروخت . هر کس زودتر می رسید چیزهای بهتری سوا می کرد. یادمه چند بار زود رسیدم.
- از عطرهای شیشه ای کوچک استوانه ای که در جعبه های مکعب مستطیل و به نام های عطر حرم - یاس - ..... فروخته می شوند خریدم که بو داشت ولی ماندگاری نداشت .
- برای اولین بار توپ تن رفتم که نزدیک بود . و چند تیکه لباس نخی خوب انتخاب کردم .
- مدیر ما فرموده بود که خرید و زیارت و طواف مستحبی و ..... ممنوع است و اگر صلاح دیده شد و کارهای هتل روی نظم بود ممکن است از هفته دوم به بعد اجازه داده شود . که همینطور هم شد.

هتل برزگ ابراج منسی در محله مسفله مکه مکرمه

نمودار سازمانی مدیر و عوامل ثابت هتل







